ساز دلتنگی
دختر مامان برای اولین بار مامان میخواد یه پست غمگین تو وبلاگت بذاره...میدونم نباید اینکارو کرد میدونم با هیچی نباید روح نازک تورو حدشه دار کرد اما عشقم امروووز دلم بدجور گرفته... خرمن احساس مامان احساساتی دیوونت هرازگاهی با یه جرقه آتیش میگیره و آتیش به جونش میزنه...دیروز یه برنامه میدیدم در مورد دوقلوها...یه قسمتیش نشون میداد که وقتی یکی از قلا با لگد یا ضربه به اون یکی میزنه،قل ضربه دیده تنها کاری که میکنه اینه که سرشو روی بند جفت میذاره و آروم میگیره...بعده ها وقتی این قل مورد آزار و آسیب قرار میگیره هم میره تنها توی اتاقش و به بالشت روی تختش پناه میبره..!به شدت با اون قل احساس همزاد پنداری پیدا کردم و سراسر وجودم شد بغض...عزیییز دلم...







