فرشته صورتی من کژالفرشته صورتی من کژال، تا این لحظه: 13 سال و 14 روز سن داره

فرشته صورتی من

مامان فریبا بر میگردد با دست پر برای کژال...

گل مامااااااان بالاخره مامان فریبا 12.6.92 بعد از دو هفته از هند برگشت الهی قربونش برم که چقدر دلمون واسش تنگ شده بود ولی طفلی بدجووووووووور سرما خورده و صداش گرفته   عشقم مامانی برات یه عالمهههههههههههههههههه لباسای جینگیلی خوشگل از مادر کر گرفته...دست گلش درد نکنه مامان عزییییزم اینم عکسای سوغاتیای کژال نازم:     این عروسک و اون کیف که اولین عکس بود نماد هندن که مامانی کلی گشته و واست گیر آورده دختر نازم الانم مامانی و بابایی پیشمونن و ما خیلی خوشحالیییییییییییییییییییییم کاش این روزا هیچوقت تموم نشه   1...
14 شهريور 1392

سونوگرافی غربالگری هفته 33

عشقم  یکشنبه 10 شهریور نوبت آخرین سونوی nt بود.قربوووووووووووووووووووووون دختر ناز و قشنگم برم برای بار دوم شاهد خمیازه کشیدنت شدیم  خیلییییی قشنگ بود دلمون کلی ضعف رفت واست بعد از خمیازه ام شروع کردی به مک زدن  مرتب و قشنگ مک میزدی  مامااااااااااااااااانی نمیدونی با دیدن این صحنه چه حالییی شدم...خیلییی واسم جالب و دل انگیز بود خدارو شکر همه چیزتم عالی و کامل و سالم بود عشقم وزنتم 2 کیلو و 40 گرم بود خانومی ماماااان خانوم دکترم یه عکس نه چندان واضح ازت گرفت و باز ما دیدیم چقد گلک مامان شبیه بابایی جونشه       خیلی دوست داریم گلک ماماااان خدا حفظت کنه عشقم ١٠.٦.٩٢ ...
14 شهريور 1392

فشار خون بالا و ...

سلام عشق مامان دختر ناز و قشنگم گلم دیروز جواب تست پروتئین ادرارمو گرفتم و خدارو شکر منفی بود...اما فشار خونم همچنان بالا بود و خانوم دکتر تلفنی گفت بهتره بری بیمارستان آتیه تا چک بشی...4 بار فشارمو با فاصلا چک کردن که متاسفانه بالا بود و بالاخره یه نوار قلب و چکاپ حرکات جنینم انجام دادیم که خدا رو شکر وضعیت گل مامان خوب بود و مشکلی نداشت  در نهایت دکتر برام قرص متیل دوپا تجویز کرد که بایید نصف صبح و نصف شب بخورم...امیدوارم فشارم کنترل شه عزیزم... عشق مامان دو شب پیش خوابتو میدیدم  توی بغل هیشکی آروم نمیشدی اما تا اومدی بغل مامان آروم گرفتی و به صدای لالایی که برات میخوندم گوش میدادی عشق مامان،عشق ابدی من هنوز بوی تو توی ...
5 شهريور 1392

سونو گرافی سه بعدی فرشته مامان

سلام عشقم دختر ناز و قشنگم الهی مامانی قربون اون لبای کوچولوت و چشمای درشتت بشهههه که واسه ما و آقای دکتر دلبری میکردیییی نفس مامان برات تعریف کرده بودم که اصفهان سونوگرافی رفتیم و اصلا راضی نبودیم چون من دلم میخواست مامان فریبا ببینتت اما نشد...گذشت تا اینکه یکشنبه شب مامانی و بابایی از کلاردشت اومدن و من از فرصت استفاده کردم و فرداش یعنی 28.5.92 از دکتر حمدی پور وقت سونوگرافی 3 بعدی گرفتم دوشنبه بعد از ظهر که شد به مامانی گفتم آماده شو بریم یه جای خوب باباییم به زور از خواب بلند کردم و خلاصه بعد از کلی چونه زدن مجبور کردم بامون بیاد اونام که نمی دونستن کجا میخوایم بریم با تعجب راهی شدن!!!قیافه هاشونم اینجوری بود: تا ر...
31 مرداد 1392

مامان فریبا میرود...

عشق مامان دختر قشنگم مامان فریبا این دفعه فقط یه روز پیشمون موند و پریشب یعنی 28.5.92 راهی هند شد...امیدوارم وقتی بر میگرده یه خانوم سیاه سوخته با یه خال قرمز روی پیشونیش نباشه امیدوارم بهش خوش بگذره و اون کاری رو که واسش این راهو رفته به نحو احسنت و اونجوری که دلش میخواد به اتمام برسونه... فرداشم بابایی برگشت اصفهان و باز ما موندیمو خودمووون   امااااااا... عزیزکم امروز نوبت ویزیت دکترم بود خانوم دکتر خوشگل و مهربون مامانییی مامانیت خانوم دکترو خیلی دوست داره و هروقت پیشش میره کلی باهم میگن و میخندن...البته امروز بنا به دلایلی که دوست ندارم اینجا بنویسم و خاطرتو مشوش کنم متوجه شدم خانوم دکترم مامانیو دوست دا...
31 مرداد 1392

دختر ناز مامان

    دختر خوشگلم آخه مامانی تو چرا انقد ماه و مهربونی؟  مامانی من میدونم تو فرشته ای نیازی به اثباتش نیست... آخه چقدر آرومی گلم،شبا با مامان می خوابی صبحا با مامان بیدار میشی،زیاد ضربه های دردناک نمیزنی،از همه مهمتر جای زیادی نگرفتی و شکم مامانو گنده نکردی که مامان کمر درد نگیره...آخه الهی قربونت برم عشقم یعنی من لیاقت این همه خوبیتو دارم مامانی؟؟؟؟   عزیز دل مامان دختر مهربونم فرشته شیرین زبونم خیلی دوست دارم 7 تا دوست دارم عشقم دیگه چیزی به تولدت نمونده مامانی،قلب مامان و بابا خیلی بی تابته همه چیز آماده ورود فرشته صورتیمونه...با خیال راحت بیا گلم...یه عمر عشق تضمین شده به نامته 26.5.92 ...
26 مرداد 1392

لباسای گل دخترم (سیسمونی قسمت اول )

        این لباس کریسمسته عزیزم           عزیزم این لباسو وقتی تو دوران عقدمون رفته بودیم قشم واست خریدیم     اینم لباس پلوخوریته  واسه عید 93                 گل مامان این بادیو مامانی و بابایی وقتی من خودم بچه بودم واسه نوشون از مکه آوردن . حالا قسمت تو شده عزییییزم           عشقم این لباس با مزه روهم واسه تولد یه سالگیت گرفتیم   اینم ل...
22 مرداد 1392